سه شنبه 2 خرداد1391
احيا کنندهی کلمات محمدي
موّاج می شویم و به دریا نمی رسیم
پرواز می شویم و به بالا نمی رسیم
این بالها شبیه وبالند، ابترند
وقتی به سیر عالم معنا نمی رسیم
این چشمهای خیس و تهی دست شاهدند
بی تو به جلوه زار تماشا نمی رسیم
تا بی کرانه های حضور خدائی ات
پر می کشیم روز و شب اما نمی رسیم
باشد اگر تمام جهان زیر پایمان
حتی به خاک پای تو آقا نمی رسیم
این حرفها نشانهی تقصیر فهم ماست
حیران شدن میان صفات تو سهم ماست
دنیا تو را چگونه بفهمد؟ چه باوری!
از مرز عقلهای زمینی فراتری
ای بی کرانه! لا یتناهی است وصف تو
آئینهی صفات الهی است وصف تو
مبهوت جلوه های جلالت کمیت ها
کی می رسد به درک کمال تو بیت ها
ای باشکوه از تو سرودن سعادت است
این شعرها بهانهی عرض ارادت است
هفت آسمان به درک حضورت نمی رسد
خورشید تا کرانهی نورت نمی رسد
محراب را که عرصهی معراج می کنی
جبریل هم به گرد عبورت نمی رسد
چشم مدينه مات سلوک دمادمت
بوي بهشت مي وزد از خاک مقدمت
محو خودت تمام سماوات می کنی
از بسکه عاشقانه مناجات می کنی
آقا کلیم طور تمنا شدیم و بعد
دلتنگ چشمهای مسیحا شدیم و بعد
مثل نسيم در به در کوچه ها شديم
با چهرهی محمدی ات آشنا شدیم
ای مظهر فضائل پیغمبر خدا
آئینهی شمایل پیغمبر خدا
شايستهی سلام و تحيّات احمدي
احيا کنندهی کلمات محمدي
نور علی و فاطمه در تار و پود توست
شور حسین و حلم حسن در وجود توست
قرآن همیشه آینهی تو انیس توست
تفسیر بی کران معانی حدیث توست
قلبش هزار چشمهی نور و معارف است
هر کس به آيه اي ز مقام تو عارف است
روشن ترین ادلّهی علمی است سیره ات
وقتی که حجّتند به عالم عشیره ات
هر کس که تا حضور تو راهی نمی شود
علمش به جز زیان و تباهی نمی شود
هر قطره که به محضر دریا نمی رسد
سر چشمهی علوم الهی نمی شود
بی بهره است از تو و انفاس قدسی ات
اندیشه ای که لا یتناهی نمی شود
جابر شدن زراره شدن با نگاه توست
آقای من اگر تو نخواهی نمی شود
کون و مکان اداره شود با اراده ات
عالم دخیل بسته به نعلین ساده ات
فردوس دل اسیر خیال تو می شود
آئینه محو حسن جمال تو می شود
دریاب با نگاه رحیمت دل مرا
وقتی که بی قرار وصال تو می شود
یک شب به آسمان قنوتت ببر مرا
تا بی کرانی ملکوتت ببر مرا
سائل کنار ساحل لطفت چگونه است
دستان با سخاوت دریا نمونه است
من را که مبتلای خودت می کنی بس است
اصلاً مرا گدای خودت می کنی بس است
قلب مرا ز بند تعلق رها و بعد
دلبستهی خدای خودت می کنی بس است
در خلوت نماز شبت مثل فاطمه
شایستهی دعای خودت می کنی بس است
شبهای جمعه سمت مدینه که می بری
دلتنگ کربلای خودت می کنی بس است
امشب برای ما دو سه خط از سفر بگو
از کاروان خسته و چشمان تر بگو
روزی که بادهای مخالف امان نداد
هفت آسمان به قافله ای سایه بان نداد
خورشید بود و سایهی شوم غبارها
خورشید بود همسفر نیزه دارها
دیدی به روی نیزه سر آفتاب را
دیدی گلوی پرپر طفل رباب را
دیدی عمود با سر سقا چه کرده بود
تیر سه شعبه با دل مولا چه کرده بود
در موج خيز شیون و ناله دویده ای
تا شام پا به پای سه ساله دویده ای
گلزخمهاي سلسله يادت نمي رود
هرگز غروب قافله يادت نمي رود
هم ناله با صحیفهی ماتم گریستی
یک عمر پا به پای محرم گریستی
شاعر: یوسف رحیمی
سه شنبه 2 خرداد1391
فریاد های قبر
قبر در هر روز پنج کلمه را فریاد میزند.
سه شنبه 5 اردیبهشت1391
مباحثه با ابوحنیفه امام سنیان حنفی
*کافی برای مجاب کردن هر غیر شیعه*
نقل شده كه دو نفر از شيعيان در گذرگاهي از بغداد به مجلس بزرگي رسيدند. پرسيدند اين مجلس متعلّق به كيست؟ گفتند مجلس درس امام اعظم ابوحنيفه است.
راوي حكايت مي گويد رفيق من كه اسمش فضال بن حسن بود و مستحکم در مذهب شيعه و در عين حال آدمي بحّاث و با اطلاع از مباني مذهب بود، گفت من ميروم و با اين مرد مباحثه ميكنم و تا او را ملزم و مجاب نكنم از اين مكان نمي روم. گفتم اين عالم بزرگي است و از عهدۀ بحث با او بر نمي آيي. گفت من معتقد به مذهب حقم و حق مغلوب نمي شود.
وارد مجلس شديم و نشستيم و در يك فرصت مناسب، فضل از جا برخاست و گفت ايهاالعالم من برادري دارم كه رافضي است ( يعني شيعه است) و من هر چه مي خواهم به او بفهمانم كه ابوبكر بعد از پيامبر اكرم ، افضل امّت و خليفۀ به حق بوده قبول نمي كند و مي گويد علي بن ابيطالب ، افضل و خليفۀ به حق است . شما يك دليل قاطعي به من ياد بدهيد كه به او بفهمانم و او را به راه راست بياورم .
ابوحنيفه گفت به برادرت بگو بهترين و روشن ترين دليل اين است كه پيامبر اكرم همواره در ميدان هاي جنگ ، آن دو بزرگوار ! ( ابوبكر و عمر) را كنار خود مي نشاند و علي را مقابل نيزه و شمشير دشمن ميفرستاد و اين نشان مي دهد كه آن دو نفر، محبوب پيامبر بوده اند و چون آن حضرت مي خواسته كه آن ها بعد از خودش جانشين باشند آنها را حفظ مي كرد و چون علي را دوست نمي داشت طردش مي كرد و به ميدان مي فرستاد تا كشته شود و اين بهترين دليل بر افضليت ابوبكر و عمر است !
فضل گفت بله من اين را به برادرم مي گويم ولي او از قرآن به من جواب مي دهد كه خداوند فرموده است: « خداوند ، مجاهدين را بر قاعدين و نشستگان برتري داده و اجري بزرگ براي آنان آماده است» و به حكم اين آيه ، علي چون مجاهد بوده افضل از ابوبكر وعمراست كه قاعد بوده اند.
ابوحنيفه گفت به او بگو از اين بهتر مي خواهي كه ابوبكر و عمر قبرشان كنار قبر پيامبر و چسبيده به قبر آن حضرت است در حالي كه قبر علي از قبر پيامبر دور افتاده و در عراق است.
فضل گفت بله اين را هم به برادرم مي گويم امّا او مي گويد آن ها غاصبانه در كنار پيامبر اكرم دفن شده اند براي اين كه خداوند فرموده است « اي مؤمنان بدون اذن و اجازۀ پيامبر ، داخل خانه اش نشويد...» و مي دانيم كه رسول اكرم در خانۀ خودش دفن شده و آن دو نفر بدون اذن در خانۀ آن حضرت دفن شده اند و محل دفن ايشان غصبي است .
ابوحنيفه كه از اين گفتگو سخت ناراحت شده بود تأمّلي كرد و سپس با لحني تند گفت به اين برادر خبيثت بگو آنها غاصبانه در خانة پيامبر دفن نشده اند بلكه عايشه و حفصه كه دختران آن دو بزرگوار و همسران پيامبر بودند و ازپيامبر مهريه طلبكار بودند، پدرانشان را در مهرية خودشان دفن كردند .
فضل گفت بله من اين مطلب را هم به برادرم گفته ام ولي او باز آيه اي براي من ميخواند و مي گويد پيامبر صلي الله عليه و آله به همسرانش بدهكار نبوده براي اينكه خداوند فرموده است « اي پيامبر ما همسران تو را كه مهرشان را پرداختهای براي تو حلال كرديم» طبق اين آيه ، پيامبر اكرم مهريۀ زنهايش را داده بود و وقتي كه از دنيا رفت به زن هايش بدهكار نبوده است.
ابوحنيفه اندكي تأمّل كرد و گفت به اين برادرت بگو درست است كه همسران پيامبر،مهريّه طلبكار نبوده اند اما سهم الارث كه از ماتَرَك پيامبر داشتهاند و ماتَرَك (يعني آنچه پيامبر اكرم بعد از مرگش از خود باقي گذاشته ) نيز همين خانه اش بوده و شرعاً سهمي هم از آن خانه به همسرانش ميرسد و چون عايشه و حفصه وارث پيامبر بوده اند پدرانشان را در سهم الارث خودشان دفن كرده اند و بنابراين غصبي در كار نبوده است .
فضل گفت بله من اين را هم به برادرم گفتهام ولي او مي گويد شما آقايان سنّيها مگر نمي گوييد كه پيامبر ارث نمي گذارد و خودتان حديث نقل مي كنيد كه پيامبر اكرم فرموده است « ما پيامبران اصلاً ارث نمي گذاريم و هر چه از ما باقي مانده صدقه است» پس طبق گفتة خودتان عايشه و حفصه سهم الارث نداشتهاند. به همان دليلي كه شما حضرت فاطمه را از فدك محروم كرديد وگفتيد پيامبر ارث نمي گذارد آن
دو همسر نيز نبايد ارث ببرند . آيا دختر از پدر ارث نمي برد اما همسر از شوهر ارث مي برد ؟ حالا بر فرض بپذيريم كه آنها سهم الارث داشته اند ، مگر نه اين است كه ميّت اگر فرزند داشته باشد ، سهم الارث زوجه اش يك هشتم ماتَرَك مي شود، در اين جا تمام ماتَرَك پيامبر اكرم يك حجره (اتاق) بوده كه وقتي آن تقسيم بر هشت شود يك قسمت از آن هشت قسمت تقسيم مي شود ميان همسران پيامبر اكرم كه نُه نفر بوده اند و در نتيجه سهم هر يك از عايشه و حفصه به قدر يك وجب هم نمي شود، پس چگونه آن دو هيكل بزرگ در يك وجب زمين جا شده اند ؟!
سخن كه به اينجا رسيد ابوحنيفه حسابي از كوره در رفت و با لحني خشم آلود فرياد كشيد اين مرد را بيرون كنيد اين خودش رافضي است و اصلاً برادر هم ندارد.
مستدرک الوسائل، ج 17، ص
دوشنبه 7 فروردین1391
ایت الله میرزا جواد تبریزی (رحمت الله علیه) :
فقیه مقدس، میرزاى تبریزى(قدس سره) مقید بودند که دستمال سیاهى را که مخصوص گریه بر اهل بیت(علیهم السلام) بود، در روضه ها با خود حمل کنند و به ندرت این کار را فراموش مى کردند. گاهى اتفاق مى افتاد که مرحوم میرزا(قدس سره)بدون برنامه ریزى قبلى در مجلس روضه شرکت مى کردند و به همین سبب دستمال همراهشان نبود، ولیکن ایشان در مجالسى که خبر داشتند روضه برگزار خواهد شد، دو دستمال حمل مى کردند: برگرفته از کتاب نصایح استاد الفقهاء و المجتهدین میرزا جواد تبریزی (قدس سره)
سه شنبه 2 اسفند1390
چگونه با تغذیه مناسب به جنگ سرطان برویم؟
هیچ ماده غذایی واحدی نمیتواند خطر سرطان را کاهش دهد، اما ممکن است کاربرد ترکیب مناسب مواد غذایی در کاهش دادن این خطر مهم باشد. منبع: موسسه تحقیقات، آموزش و پیشگیری سرطان
مبارزه با سرطان از طریق غذاهای مصرفی

هیچ ماده غذایی واحدی نمیتواند خطر سرطان را کاهش دهد، اما ممکن است کاربرد ترکیب مناسب مواد غذایی در کاهش دادن این خطر مهم باشد. در تعیین مواد غذایی مصرفی، باید بین دست کم دو سوم مواد غذایی گیاهی و حداکثر یک سوم مواد غذایی حیوانی موازنه برقرار شود. این رژیم غذایی ابزار مهمی برای مبارزه با سرطان است. باید گزینههای بهتر و بدتر مواد غذایی را بررسی و ارزیابی نمود.
مبارزه با سرطان با استفاده از مواد غذایی رنگی

مبارزه با سرطان با استفاده از مواد غذایی رنگی میوهها و سبزیجات سرشار از موادی مغذی هستند که با سرطان مبارزه میکنند، و هرچه پر رنگتر باشد ، مواد مغذی بیشتری در بر دارند. این مواد غذایی میتوانند به شخص کمک کنند به وزن مناسب وزن دست یابد و آن را حفظ کند، و بنابراین از این طریق هم به کمتر شدن خطر سرطان کمک میکنند. با داشتن اضافه وزن، خطر چند نوع سرطان افزایش مییابد، از جمله سرطانهای روده بزرگ، مری، و کلیه. هدف باید این باشد که در طول روز دست کم پنج پرس میوه و سبزی که به نحوی صحیح آماده شده است مصرف شود.
صبحانهای مؤثر در مبارزه با سرطان

صبحانهای مؤثر در مبارزه با سرطان فولات ویتامین B مهمی است که امکان دارد در کمک به محافظت از بدن در برابر سرطانهای روده بزرگ (کولون)، راستروده (رکتوم)، و پستان مفید باشد. فولات به مقدار فراوان در مواد غذایی که بهعنوان صبحانه مصرف میشوند وجود دارد. ذرت تقویت (غنیسازی) شده و فرآورده های گندم سبوس نگرفته، و همچنین آب پرتقال و خربزه و توت فرنگی، منابع مناسبی برای تأمین فولات هستند.
مواد غذایی دیگری که سرشار از فولات هستند

مواد غذایی دیگری که سرشار از فولات هستند مارچوبه و تخم مرغ منابع خوب دیگری برای تأمین فولات میباشند، و فولات در جگر مرغ، لوبیا، دانه آفتاب گردان، و سبزیجات برگی سبز رنگ مانند اسفناج یا کاهوی رومی (که دارای برگهای درازی است) هم وجود دارد. بهترین راه بهدست آوردن فولات خوردن قرص حاوی آن نمیباشد، بلکه باید مقدار کافی میوه، سبزی، و فرآورده های غلات غنیسازی شده مصرف شود.
از خوردن مواد غذایی آماده (فست فود) اجتناب شود

از خوردن مواد غذایی آماده (فست فود) اجتناب شود احتمالاً مصرف هرازگاهی یک همبرگر یا یک ساندویچ سوسیس ضرری ندارد. اما کاهش دادن میزان مصرف گوشتهای فرآوری شده، مانند سوسیس دودی ،کالباس و همبرگر امکان دارد در کمتر کردن خطر سرطان های روده بزرگ و راستروده (کولورکتال) و معده مفید باشد. همچنین، ممکن است خوردن گوشت هایی که با دودی کردن یا با استفاده از نمک نگهداری شدهاند شخص را در معرض عواملی قرار دهد که بهطور بالقوه میتوانند باعث ایجاد سرطان بشوند.
گوجه فرنگی ضدسرطان است

پتانسیل ضد سرطانی بودن چای

پتانسیل ضد سرطانی بودن چای گرچه شواهد موجود هنوز به یک اندازه قابلاطمینان نیستند، ممکن است چای، مخصوصاً چای سبز، یک ماده ضد سرطانی قوی باشد. در مطالعات آزمایشگاهی، چای سبز از ایجاد سرطان در سلول های روده بزرگ، کبد، پستان، و پروستات جلوگیری نموده یا سرعت تشکیل این سرطانها را کاهش داده و همچنین تأثیری مشابه بر بافت ریه و پوست داشته است. در برخی از مطالعات درازمدتتر، مصرف چای را با کمتر شدن خطر سرطانهای مثانه، معده، و لوزالمعده ربط دادهاند.
انگور و سرطان

انگور و سرطان انگور و افشره انگور، مخصوصاً انگور ارغوانی و قرمز ، حاوی رزوراترول هستند. رزوراترول ویژگیهای قوی آنتی اکسیدانی و ضد التهابی دارد، و در مطالعات آزمایشگاهی از وارد شدن نوعی صدمه جلوگیری کرده است که این صدمه امکان دارد آغاز کننده فرآیند سرطان در سلولها باشد. شواهد کافی موجود نمیباشد تا بتوان گفت که ممکن است خوردن انگور در پیشگیری یا درمان سرطان مفید است.
عدم مصرف مشروبات الکلی برای کمتر کردن خطر سرطان

عدم مصرف مشروبات الکلی برای کمتر کردن خطر سرطان سرطانهای دهان، گلو، حنجره، مری، کبد، و پستان همگی با نوشیدن مشروبات الکلی ارتباط دارند. ممکن است الکل خطر سرطان روده بزرگ و راستروده را هم افزایش دهد. لذا توصیه می شود برای کاهش خطر ابتلای سرطان از مصرف مشروبات الکلی اجتناب شود.
ممکن است آب و نوشیدنیهای دیگر محافظتکننده باشند

ممکن است آب و نوشیدنیهای دیگر محافظتکننده باشند آب نه تنها تشنگی را برطرف میسازد که شاید از بدن در برابر سرطان هم محافظت کند. کمتر شدن خطر سرطان ناشی از کاهش یافتن غلظت عوامل بالقوه سرطانزای موجود در مثانه است. همچنین، نوشیدن مقدار بیشتری از مایعات باعث میشود شخص به دفعات بیشتری ادرار کند، و از این طریق مدت زمانی که این عوامل با آستر مثانه در تماس هستند کمتر خواهد بود.
لوبیای نیرومند

لوبیای نیرومند لوبیا آنقدر برای انسان فایده دارد که امکان مفید بودن آن در مبارزه با سرطان هم باعث تعجب نمیشود. لوبیا حاوی چند ماده شیمیایی قوی است که امکان دارد از سلولهای بدن در برابر صدماتی محافظت کنند که این صدمات ممکن است به تشکیل سرطان منتهی شوند. در آزمایشگاه، این مواد رشد تومور را کند کردند و مانع از آن شدند که تومور موادی را رهاسازی کند که به سلولهای اطراف صدمه میزنند.
خانواده کلم بر ضد سرطان

خانواده کلم بر ضد سرطان سبزیجان خانواده شب بو (یا کلم یا چلیپاییان ، شامل بروکلی، گل کلم، کلم بروکسل (فندوقی)، نوعی کلم چینی بنام bok choy، و کلم پیچ است. با سرخ کردن سریع همراه با بهم زدن بی وقفه این سبزیجات خانواده کلم در حرارت بالا در ماهیتابهای که در آن اندکی روغن وجود دارد (stir frying) میتوان غذایی عالی تهیه نمود، و با افزودن سبزیجات خانواده کلم به سالاد میتوان سالادی واقعاً خوشمزه آماده نمود. اما مهمتر از همه اینکه امکان دارد اجزای موجود در این سبزیجات به بدن کمک کنند در برابر سرطانهایی مانند سرطانهای روده بزرگ، پستان، ریه، و گردن رحم از خود محافظت نماید.
سبزیجات برگدار به رنگ سبز تیره

سبزیجات برگدار به رنگ سبز تیره سبزیجات برگدار به رنگ سبز تیره مانند برگ خردل، کاهو، کلم پیچ، کاسنی (اندیو)، اسفناج، و چغندر برگی یا اسفناجی (chard)، دارای مقدار فراوانی فیبر غذایی، فولات، و کاروتنویید میباشند. ممکن است این مواد مغذی در محافظت از بدن در برابر سرطانهای دهان، حنجره، لوزالمعده، ریه، پوست، و معده مفید باشند.
حفاظت حاصل از استفاده ادویه

حفاظت حاصل از استفاده ادویه کورکومین جزء اصلی تشکیلدهنده ادویه هندی بنام زردچوبه میباشد و مادهای است که از پتانسیل ضدسرطانی بودن برخورداراست. در مطالعات آزمایشگاهی مشخص شده است که کورکومین میتواند تغییر شکل، تکثیر، و حمله سلولهای سرطانی را در گروه متنوعی از سرطانها مهار کند.
روش پخت اهمیت دارد

روش پخت اهمیت دارد ممکن است نحوه پختن گوشت از نظر میزان خطر سرطانی که گوشت بهوجود میآورد مهم باشد. سرخ نمودن، در کبابپز پختن، و پختن با شعله آتش در درجه حرارت بسیار بالا باعث تشکیل مواد شیمیایی میشود که امکان دارد خطر سرطان را افزایش دهند. بهنظر میآید در دیگر روشهای پختن، مانند آب پز کردن یا آرام پختن یا با بخار پختن، تعداد کمتری از این مواد شیمیایی بهوجود میآید. و به هنگام آب پز کردن گوشت باید به یاد داشت که مقدار زیادی سبزیجات مفید و محافظتکننده به آن اضافه شود.
مخلوطی قوی از توتها

مخلوطی قوی از توتها توت فرنگی و تمشک دارای ماده شیمیایی گیاهی به نام الاژیک اسید هستند که آنتی اکسیدانی قوی میباشد و امکان دارد به طور همزمان به چند طریق با سرطان مبارزه کند، از جمله اینکه مواد سرطانزای خاصی را غیرفعال سازد و رشد سلولهای سرطانی را کند نماید.
کاربرد قره قاط ( Blueberry) در مبارزه با سرطان

کاربرد قره قاط ( Blueberry) در مبارزه با سرطان امکان دارد آنتی اکسیدانهای قوی موجود در سیاه گیله یا قره قاط در پشتیبانی از سلامتی ما، از جمله در برابر سرطان، ارزش های گوناگونی داشته باشند. آنتی اکسیدانها با خلاص کردن بدن از شر رادیکالهای آزاد، پیش از آنکه این رادیکالهای آزاد به سلولها صدمهای وارد نمایند، با سرطان مبارزه میکنند. برای افزایش میزان مصرف این توت مفید، باید استفاده از سیاه گیله را برای پوشاندن روی آرد جو دوسر (بلغور جو)، ذرت سرد، ماست، و حتی سالاد، امتحان کرد.
شکر را رد کنید

شکر را رد کنید شاید شکر مستقیماً باعث ایجاد سرطان نشود، اما امکان دارد جایگزین غذاهایی سرشار از مواد مغذی شود که این مواد مغذی به محافظت از بدن در برابر سرطان کمک میکنند. شکر مقدار کالری دریافتی را افزایش میدهد، که این امر در افزایش وزن و چاقی نقش دارد. ممکن است اضافه وزن یکی از عوامل خطر سرطان باشد. میوه، که مجموعهای سرشار از ویتامین است، جایگزینی خوشمزه برای شکر میباشد.
به مکملها متکی نباشید

به مکملها متکی نباشید ممکن است ویتامینها به محافظت از بدن در برابر سرطان کمک کنند، اما به شرط آنکه بهطور طبیعی از مواد غذایی بهدست آیند. دریافت مواد مغذی ضدسرطان از مواد غذایی مانند خشکبار، میوه، و سبزیجات برگی سبز رنگ بسیار بهتر از بهدست آوردن آنها از مکملها میباشد. استفاده از رژیم غذایی مناسب بهترین کار است.
سه شنبه 2 اسفند1390
سلامتی را جدی بگیریم
۱.خواص معجزه آسای سمنو
سمنو را از عصاره جوانه گندم تازه و آرد کامل گندم تهيه مى کنند. سمنو خوشمزه وشيرين است و اين در حالى است که به آن هيچ نوع ماده شيرين کننده اضافه نمى کنند. علت شيرينى آن ترکيب عصاره جوانه گندم با آرد کامل است که طعم شيرين به آن مى دهد. مواد و ويتامين هاى موجود در گندم و جوانه آن ارزش غذايى فراوانى دارد. سمنو به سلامت افراد و پيشگيرى از پاره اى از بيماريها کمک مى کند.
سمنو داراى ويتامين هاى K-E-A و گروه ويتامين هاى B12,B8, B5, B3, B1 و مواد مهم ديگر مانند: فسفر، کروميوم، روى، سلنيوم، آهن و مس است.
سمنو مغذى و انرژى زا است و بويژه براى ورزشکاران پرورش اندام بسيار مفيد است.
سمنو داروى طول عمر و آرامش اعصاب است. سمنو شيرافزا است از اين رو هم براى مادران شيرده و هم به علت مقوى بودن براى زنان باردار بسيار مفيد است. از ديگر موارد مفيد درمانى سمنو مى توان به اثرات شفابخش آن در درمان سوءهاضمه، نازايى، سختى زايمان، سنگ کيسه صفرا و اختلال صفرا، پادرد، کندى ضربان قلب، ريزش مو، لاغرى، يبوست، واريس، قندخون و ديابت، رشد قد، بى خوابى عصبى، احتلام، تصلب شرائين و کلسترول، ضعف حافظه، بيماران دوره نقاهت، S.M، بهت زدگى، پرکارى تيروئيد، اسکيزوفرنيا، سايکوز، فسفات در ادرار، خون ادرارى، ترميم زخم ها، فلج مغزى، مقاومت در برابر عفونت، بهبودى زخم هاى قرنيه، بيمارى رينود، اکرودينى، کولى باسيلوز، برى برى، شارکو، هوابلعى، مخملک، کوريزاى مزمن، پيستوريازيس، ورم دستگاه تناسلى، تب برفکى، ورم ميزراه، سرگيجه هاى منى پر، کم خونى هيپوکروم، آرتروز، ورم زبان همراه بار، آرتريت پا و شبيکه، پارکينسون، عوراض يائسگى، پورپورا، اسپرو، اسکروفولوس، هپاتيت، يرقان، يرقان نوزادى، کمک به ترميم شکستگى استخوان و عقيم بودن، به عنوان غذا و کمک درمانى مفيد و مؤثر است. در داخل اين غذاى بهشت که تزئين بخش سفره هفت سين است، بادام هاى شيرين (سنگى) مى ريزند که نماد و مايه برکت است.
بادام، حاوى ويتامين E و? B و مقدار فراوانى از فسفر، پتاسيم، منيزيم، کلسيم، گوگرد، سديم، آهن، قند، مواد ازته و چربى است که به هنگام طبخ سمنو، جذب آن شده و باعث مقوى شدن بيشتر اين غذا مى گردد. مصرف سمنو باعث تقويت عمومى بدن بويژه استخوان ها مى گردد و غذاى بسيار مفيدى براى زنان بويژه زنان باردار، بچه شيرده و يائسه محسوب مى شود.
۲.زنجبیل كاهش دهنده كلسترول خون
زنجبیل از جمله گیاهان دارویی و دارای خواصی زیادی است كه از میان آنها می توان به تقویت قلب، آنتی اكسیدان و كاهش دهنده كلسترول خون اشاره كرد .
علاوه براین زنجبیل دارای خواص دیگری است كه از لخته شدن خون ، سرفه، سموم كبدی، نفخ ، تهوع و التهاب جلوگیری می كند. همچنین تقویت قلب،كاهش اسپاسم ، محرك گردش خون در مغز و كمك به هضم غذا از دیگر خواص این گیاه است .
زنجبیل از گیاه زرد رنگ دارای رگه های بنفش با نام علمی ( Zingiber officinale) به دست می آید. اگرچه معمولا از زنجبیل به عنوان ریشه این گیاه نام برده می شود ولی در اصل قسمت مورد استفاده این گیاه یا همان زنجبیل ، ساقه متورم شده زیرزمینی گیاه است كه “ریزوم” نام دارد.
زنجبیل از زمان های دور در چین استفاده می شده است وهنوز هم درطب سنتی چین نقش مهمی ایفا می كند. در ایران قدیم نیز این گیاه با نام 'ژنگویر' می شناختند . این گیاه از ایران و كشورهای عربی به سوی غرب سفر كرد. در غرب پزشكی یونانی به نام “دیوسكوریدس” اولین بار در قرن اول میلادی استفاده طبی زنجبیل را ثبت كرد.
خواص درمانی زنجبیل :
زنجبیل در درمان سرگیجه،تعریق،تهوع و استفراغ ناشی از بیماری های حركتی یا دریازدگی موثر است . این گیاه همچنین گلودرد،سردرد وتب و درد ناشی از انواع سرماخوردگی ها و آنفولانزا را درمان می كند.
امروزه زنجبیل كاربردهای زیادی دارد و از آن در درمان كم اشتهایی ، بی اشتهایی روانی ، اسپاسم روده، برونشیت و رفع مشكلات روماتیسم استفاده می شود . در صنعت غذایی هم به عنوان چاشنی استفاده می شود.
در مطالعات آزمایشگاهی مشخص شده است كه زنجبیل دارای خاصیت ضد سرطانی است . 'جینجرول ' مهم ترین جزو تشكیل دهنده ی زنجبیل كه موجب طعم و مزه در این گیاه است ، از رشد سلول های سرطانی مخصوصا سرطان روده بزرگ در انسان جلوگیری می كند.
زنجبیل با افزایش ترشح بزاق دهان و آنزیم های مجرای گوارشی، به هضم و جذب مواد غذایی كمك می كند.
زنجبیل با بیرون راندن مخاط خلطی از ریه ها، به درمان آسم، برونشیت و دیگر مشكلات تنفسی كمك می كند.
زنجبیل نیروبخش است . همچنین این گیاه دارویی درمان كننده یرقان است. اگر پودر آن را روی پوست بدن مالش دهند، پوست را تحریك و قرمز می كند. علاوه براین زنجبیل را جهت فلج و ضعف اعصاب تجویز می كنند .
زنجبیل برای درمان اسهال ناشی از مسمومیت غذایی نیز مفید است. تشنگی را برطرف می كند. مخلوط زنجبیل با نبات و كندر را برای جلوگیری از نفخ معده تجویز می كنند .
۳.چگونه از نفخ کردن پیشگیری کنیم
با استفاده از عصاره بعضي گياهان ميتوان نفخ معده را بكلي درمان كرد! اما اول بايد عوامل ايجاد نفخ را جستجو كرد : اگر يبوست معده وجود داره اول بايد يبوست برطرف بشه
آیا شما هم جزو آن دسته از افرادید که وقتی غذا میخورند مجبورند کمربندشان را شل کنند؟ نفخ شکم یکی از مشکلات شایع گوارشی است.
تخمیر، نوشابههای گازدار، هوای بلعیده شده هنگام غذا خوردن، یبوست حتی استرس و ناراحتیهای روزانه میتواند سبب باد کردن و دردناک کردن شکم شود.
چند راه حل ساده برای خلاصی از نفخ به شما پیشنهاد میکنیم:
سریع غذا نخورید
یک ساندویچ دستتان میگیرید و در هیاهوی یک خیابان شلوغ آن را همراه با هوای زیادی میبلعید بعد انتظار دارید که غذایتان راحت هضم شود. در فضایی آرام، پشت میز بنشینید و ۳۰ دقیقه صرف خوردن غذایتان کنید. آرام غذایتان را بجوید و هول نباشید.
حساب فیبرهایی را که میخورید، داشته باشید!
۲۰ تا ۳۰ گرم خوردن موادی مانند غلات غنی شده میوهها و سبزیها در روزها برای هضم غذا ضروری است. خوردن بیش از حد آنها میتواند سبب مختل شدن گوارش غذا و نفخ شود.
در انتخاب سبزیها دقت کنید.
سبزیها سبب هضم شدن بهتر غذا میشود در ضمن با نرم کردن و خیس نگه داشتن اندامها، دفع را نیز راحتتر کنید. با این حال باید در انتخاب آنها دقت کنید. سبزیها خشک و سیبزمینی برای کسانی که دستگاه گوارش ضعیفی دارند مناسب نیست.
پخته بهتر است تا خام!
پختن غذاها، هضم آنها را راحتتر میکند. سعی کنید سبزیها را به صورت خام اما گوشت و حبوبات و غلات را به صورت پخته مصرف کنید.
به اندازه نمک بخورید
مصرف زیاد نمک سبب جذب مقدار فراوانی آب از معده میشود. میزان نمک را در غذاهایتان کاهش دهید و از غذاهای فوری و صنعتی کمتر استفاده کنید.
مراقت دستگاه گوارشتان باشید
آیا مشکل هضم دارید؟ مشکل دفع چهطور؟ حتما به پزشک متخصص مراجعه کرده و خود را مداوا کنید.
نفس بکشید
روی کمر دراز بکشید. یکی از دستهایتان را روی شکم بگذارید و نفس عمیق بکشید.
در مورد نفخ شکم :
نفخ شكم كه با عوامل متعددی بروز میكند، شایعترین اختلال گوارشی در افراد محسوب میشود.
بلع هوا هنگام صرف غذا عامل اصلی بروز نفخ یا احساس پری شكم است؛ از این رو افراد نباید در صرف غذا عجله كنند.
تغییر برنامه غذایی از دیگر عوامل بروز نفخ شكم است. خوردن غذاهایی نظیر حبوبات، مصرف برخی داروها و یبوست از عوامل تشدید كننده نفخ شكم محسوب میشوند.
برای جلوگیری از نخ شکم پرهیز از مصرف نوشیدنیهای گازدار، استعمال سیگار و جویدن آدامس توصیه می شود. با مراجعه به پزشك و مصرف داروهای ضد نفخ این مشكل به راحتی قابل درمان خواهد بود. جویدن آدامس باعث نفخ شكم میشود. چون هنگام جویدن آدامس، مقداری هوا وارد بدن میشود و بهاصطلاح هوا خورده
میشود. به علاوه گاز شكم در اثر خروج گاز ناشی از شكر هضمنشده نیز است، مخصوصاً در مورد آدامسهای بدون قند باید گفت چون هضم نمیشوند، پس از آن هم میتوانند گاز تولید كنند.
لازم به ذكر است ممانعت افراد از پرخوری و حذف غذاهای تشدید كننده نفخ شكم از برنامه غذایی، همچنین انجام ورزشهای منظم میتواند ضمن پیشگیری از بروز یبوست مانع بروز عارضه نفخ شكم شود.
در زیر مواد غذایی نفاخ را برایتان ذکر می کنم.
نفاخ ها :
موز نفاخ است و زیادخوردن آن خصوصا در سرد مزاجان تولید گاز معده می كند .
خیار نفاخ است ، چون سریعا در معده فاسد می شود .
مصرف زیاده از حد گوجه سبز باعث نفخ معده می شود .
انار برای كسانیكه دچار نفخ معده هستند ، ضرر دارد .
زردآلو به طور كلی دیرهضم و نفاخ است و علاج نفخ آن ، خوردن هسته زرد آلوی شیرین می باشد .
تمام حبوبات نفاخ هستند .
تخم مرغ بدلیل گوگرد موجود ، ایجاد نفخ در شكم می كنند .
پسته خصوصاً پسته خام ، نفاخ است .
شاه توت نفاخ است .
گیلاس طبیعتی سرد دارد و مصرف زیاد آن باعث نفخ معده می شود .
مصرف زیاد خربزه باعث نفخ می شود .
زرشك نفاخ است .
عسل برای كسانی كه به نفخ شكم مبتلا هستند توصیه می شود .
شیر نفاخ است .
پوست انگور دیر هضم است و موجب دل درد ، نفخ و عوارض دیگر می گردد .
زیاده روی در مصرف انجیر تولید نفخ شكم و اسهال كرده و برای چشم نیز مضر است .
مصرف زیاد خاكشیر ، ممكن است سبب افزایش موقتی نفخ شكم شود .
زیاده روی در خوردن فندق ، ایجاد نفخ و گاز شكم می كند .
كشك نفاخ است .
تره ، ترب و پیاز ، نفاخ هستند .
كاهو دارای مقدر زیادی الیاف است كه تولید گاز و نفخ در معده می كند .
زیاده روی در مصرف كلم موجب ایجاد نفخ و افزایش فشار خون می شود .
منبع: پارسی تب
چهارشنبه 26 بهمن1390
ایام ورود حضرت معصومه(س) به قم
تنور کرم
حرم امن تو کافی است هراسان شده را
مثل شه راه بده آهوی گریان شده را
دل سپردیم به آن معجزه ی چشمانت
تا که آباد کنی خانه ی ویران شده را
مِهر تو باعث خاموشی آتشـدان است
خارج از دست خلیل است ، گلستان شده را
گندم ری به تنور کرمت پخته شود
از تو داریم پس این مزرعه ی نان شده را
هرچه شد خرج حرم ارزش او بیشتر است
از طلا حرف نزن، نقره ی ایوان شده را
به درخانه ی تو بسته و وابسته شدیم
چه نیازی است به جنّت سگ دربان شده را
گر قرار است جبینش به قدومت نرسد
کافرش بیش نخوانیم مسلمان شده را
در محلّه خبر لطف تو بهتر پیچید
پخش کردند اگر قصه مهمان شده را
شدنی نیست کرم داشته باشی ، امّا
دستگیری نکنی دست به دامان شده را
پنجره ساخته ای دور ضریح کرمت
تا ببندند به آن زلف پریشان شده را
ما فقط ظاهری از اوج تو را می بینیم
گذری نیست به معراج ِ تو حیران شده را
جلوه ای کردی و زهرای پر از جذبه ی تو
تا قم آورد دل شاه خراسان شده را
**علی اکبر لطیفیان**
کرامت حرم
وقتي دلم کنار ضريح تو جا گرفت
نوري ز فيض کوثر بي انتها گرفت
يادم نمي رود که ز الطاف مرقدت
هر بار قلب مردة من هم شفا گرفت
شد پاي بوس خاک در آستانه ات
تا از کرامت حرم تو صفا گرفت
از لحظه اي که وارد شهر شما شدم
فهميده ام نگاه رئوفت مرا گرفت
وقتي به صحن آينه ات آمدم دلم
رنگي به روشنايي آئينه ها گرفت
دل آشيان گرفته در ايوان آينه
گل داده است غنچة گلدان آينه
از مرقدت شميم مناجات مي رسد
بر مقدمت توسلِ حاجات مي رسد
وقتي كه خاكبوس حريم تو مي شوم
دستم به چشمه هاي كرامات مي رسد
ديگر چه احتياج به مهتاب و آفتاب
تا نور گنبدت به سماوات مي رسد
با بال هر فرشته که گرم طواف توست
امواج بي کران تحيّات مي رسد
هر دم از آسمان ضريح مطهرت
عطر مزار مادر سادات مي رسد
در بين صحن حضرت صاحب زمان بگو
يک عصر جمعه وقت ملاقات مي رسد؟
بانوي مهربان جهان اشفعي لنا
اي عمة امام زمان اشفعي لنا
دستت كريم و سفرة خيرت كثير تر
هرگز نديده ايم ز تو دستگير تر
نائل به فيض كسب مقامات مي شود
در محضر تو هر كه شود سر به زير تر
مي گفت شاعري كه بهشت است مرقدت
نه نه ، بهشت نه ! به خدا بي نظير تر
گل پوش مي شود حرم آسماني ات
با فرشي از دو بال ملائك حرير تر
با مقدم تو باغ بهار است هر كجا
حتي هزار مرتبه از قم كوير تر
نقش بهار ، در حرمت بسته مي شود
گل ، مات گلعذاري گلدسته مي شود
از نسل كوثري، كه شد اين شوره زار ها
از بركت حضور شما چشمه سار ها
در ساية تو جلوة خورشيد پا گرفت
اين انقلاب از تو و اين افتخار ها
صبحي اگر دميده ، ز نور نگاه توست
رونق نداشت بي تو در اينجا ، بهار ها
از بس سبد سبد گل ايمان چكيده است
از آسمان لطف تو بر كوچه سار ها
بر سفرة کرامت و فضلت نشسته اند
همواره زائران تو و همجوار ها
اين سايه را تو بر سر من مستدام كن
با جلوه هاي معرفتت آشنام كن
آسيه آمده به ديارت ز سمت نيل
يا مي رسد ز عرش خدا همسر خليل
از شرق و غرب عالم امكان رسيده اند
امشب به خاک بوسيتان بانوان ايل
يعني عجيب نيست اگر جا گرفته اند
حتي فرشته هاي مقرب چو جبرئيل
با اشکهام آرزويي موج مي زند
بانو اگر ضريح تو را بسته ام دخيل
چشم اميد ما همه بر دستهاي توست
فردا كه مي رسد همه جا بانگ الرحيل
آسوده خاطران هياهوي محشريم
تا زائران دختر موسي بن جعفريم
امروز اگر برات شفاعت به دست توست
فردا ولي شفاعت جنت به دست توست
فرموده اند مريم آل پيمبري
معصومه اي و چادر عصمت به دست توست
تفسير « يطعمون علي حبه » تويي
وقتي که سفره هاي كرامت به دست توست
هر شب دخيل پنجره هايت ، هزار دل
آخر كليد هاي اجابت به دست توست
پر مي زند به سينة من شوق كربلا !
بانوي من جواز زيارت به دست توست
كي مي شود كه بال و پرم را تو وا كني
دل را دوباره زائر كرب و بلا كني
**یوسف رحیمی**
دوشنبه 10 بهمن1390
شهادت امام حسن عسگری(ع)
افسوس که آئينه نصيبش سنگ است
در کوچهي بي کسي عجب دلتنگ است
هر روز غروب خون شده قلبش که
اينقدر غروب سامرا خونرنگ است
*
يک عمر غريبي و اسيري سخت است
دلتنگي و بغض و سر به زيري سخت است
از چهرهي تو شکستگي ميبارد
در اوج جواني ات چه پيري سخت است
*
امروز که صاحبِ عزايت زهراست
چشم همه از غم تو دريا درياست
داغ تو شکست قامت عالم را
تو رفتي و «سُرَّ مَن رَأي» بي معناست
*
همچون شب قدر، قدر تو مکتوم است
با تو جلوات چارده معصوم است
گفتند به طعنه حج نشد رزقت! نه
کعبه ز طواف روي تو محروم است
*
با قلب شکسته شرح هجران دادي
يک عمر بهانه دست باران دادي
آنقدر تو «يا حسين عطشان» گفتي
تا آخر کار تشنه لب جان دادي
*
دل را به مقام قرب خود راهي کن
سرشار ز عشق و شور و آگاهي کن
گاهي به نگاه خود مرا هم درياب
يعني تو مرا بقية اللّهي کن **یوسف رحیمی**
قبله حرم
ای قبله حرم، حرمِ سامرای تو
بیت الولای دل حرم با صفای تو
قرآن یگانه دفتر مدح و ثنای تو
روح ملک کبوترصحن و سرای تو
آیینة جمال خداوند سرمدی
فرزند پاک چار علی ، سه محمدی
رضوان بدان جلال و شرف سائل درت
خورشید سجده برده به صحن مطهرت
روح رضاست در نفس روح پرورت
نامت حسن نه بلکه حسن پای تا سرت
میراث زهد و نور هدایت ز هادیت
علم امام هشتم و جود جوادیت
انوار ده امام درخشد ز روی تو
یادآور رسول خدا خُلق و خوی تو
زیباترین دعای ملک گفتگوی تو
مسجود جنّ و انس بود خاک کوی تو
بحری که در صدف، دُر جان پرورد تویی
در دامنش امام زمان پرورد تویی
ویرانة مزار تو مسجود آسمان
قبر تو کعبة دل و صحنت مطاف جان
زوّار هر شب حرمت صاحبالزمان
کوری چشم دشمنت ای قبلة جهان
تنها نه سامره، همه عالم دیار توست
هر جا رویم در بغل ما مزار توست
ای نُه سپهر، فرش رفیع عبادتت
ای لطف و جود و مرحمت و بذل، عادتت
اقرار کرده دشمن تو بر سیادتت
یاد آمدم به فصل جوانی شهادتت
ای زخم دل هماره فزون از ستاره ات
از ما سلام بر جگر پاره پاره ات
داغت به قلب شیعه شراری عظیم شد
خون بر دلت ز کینة اهل جحیم شد
روح تو در بهشت الهی مقیم شد
با رفتن تو حضرت مهدیu یتیم شد
یا بن الحسن از این همه بیداد، الامان
عجّل علی ظهورک یا صاحبالزمان
ای عدل تو زوال ستم گستری بیا
نادیده کرده بر همه روشنگری بیا
ای آخرین دُر صدف کوثری بیا
ای نور دیدة حسن عسگری بیا
تا کی فراق روی تو آتش به جان زند
تا کی به شیعه خصم تو زخم زبان زند
ای خوانده جنّ و انس و ملک پیر و مقتدات
تو جان جان عالمی و جان ما فدات
خُلق علی و خلق نبی جلوة خدات
میثم به این دو مصرع نیکو دهد ندات
یا صاحب الزمان به ظهورت شتاب کن
عالم ز دست رفت تو پا در رکاب کن **غلامرضا سازگار**
دوشنبه 10 بهمن1390
الا بذکر الله تطمئن القلوب
اللّه واقعا آرامبخش است
یک پژوهشگر هلندی غیرمسلمان چندی پیش تحقیقی در دانشگاه آمستردام انجام داده و به این نتیجه رسیده بود که ذکر کلمه جلاله «الله» و تکرار آن و نیز صدای این لفظ، موجب آرامش روحی میشود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور میکند. این پژوهشگر غیرمسلمان هلند طی گفتگویی در این باره گفت: پس از انجام تحقیقاتی سه ساله که بر روی تعداد زیادی مسلمان که قرآن میخوانند و یا کلمه "الله" را می شنوند، به این نتیجه رسیدم که ذکر کلمه جلاله «الله» و تکرار آن و حتی شنیدن آن، موجب آرامش روحی میشود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور میکند و نیز به تنفس انسان نظم و ترتیب میدهد. وی در ادامه افزود: بسیاری از این مسلمان که روی آنان تحقیق میکردم از بیماریهای مختلف روحی و روانی رنج میبردند. من حتی در تحقیقاتم از افراد غیرمسلمان نیز استفاده کرده و آنان را مجبور به خواندن قرآن و گفتن ذکر «الله» کردم و نتیجه باز هم همان بود. خودم نیز از این نتیجه به شدت غافلگیر شدم، زیرا تأثیر آن بر روی افراد افسرده، ناامید و نگران، تأثیری چشمگیر و عجیب بود.
این پژوهشگر هلندی همچنین گفت: از نظر پزشکی برایم ثابت شد که حرف الف که کلمه «الله» با آن شروع میشود، از بخش بالایی سینه انسان خارج شده و باعث تنظیم تنفس میشود، به ویژه اگر تکرار شود و این تنظیم تنفس به انسان آرامش روحی میدهد. حرف لام که حرف دوم «الله» است نیز باعث برخورد سطح زبان با سطح فوقانی دهان میشود. تکرار شدن این حرکت که در کلمه «الله» تشدید دارد نیز در تنظیم و ترتیب تنفس تأثیرگذار است. اما حرف هاء حرکتی به ریه میدهد و بر دستگاه تنفسی و در نتیجه قلب تأثیر بسیار خوبی دارد و موجب تنظیم ضربان قلب میشود.
به راستی که قرآن کریم در آیهای کریمه میفرماید: «الذين آمنوا وتطمئن قلوبهم بذكر الله ألا بذكر الله تطمئن القلوب».این خبر آرامش بخش را برای دوستانی که یاد خدا برایشان آرامش بخش است ارسال کنید.
منبع: کانون گفتگوی قرآن
سه شنبه 20 دی1390
اربعین
کاروان می رسد از راه، ولی آه 
چه دلگیر چه دلتنگ چه بی تاب
دل سنگ شده آب ، از این نالهی جانکاه
زنی مویه کنان ، موی کنان
خسته، پریشان، پریشان و پریشان
شکسته ، نشسته ، سر تربت سالار شهیدان
شده مرثیه خوان غم جانان
همان حضرت عطشان
همان کعبهی ایمان
همان قاری قرآن ، سر نیزهی خونبار
همان یار ، همان یار ، همان کشتهی اعدا.
کاروان می رسد از راه ، ولی آه
نه صبری نه شکیبی
نه مرهم نه طبیبی
عجب حال غریبی
ندارند به جز ماتم و اندوه حبیبی
ندارند به جز خاطر مجروح نصیبی
ز داغ غم این دشت بلاپوش
به دلهاست لهیبی
به هر سوی که رفتند
نه قبری نه نشانی
فقط می وزد از تربت محبوب
همان نفحهی سیبی
که کشانده ست دل اهل حرم را.
کاروان می رسد از راه
و هرکس به کناری
پر از شیون و زاری
کنار غم یاری
سر قبر و مزاری
یکی با تب و دلواپسی و زمزمه رفته
به دنبال مزار پسر فاطمه رفته
یکی با دل مجروح
و با کوهی از اندوه
به دنبال مه علقمه رفته
یکی کرب و بلا پیش نگاهش
سراب است و سراب است
دلش در تب و تاب است
و این خاک پر از خاطره هایی ست
که یک یک همگی عین عذاب است
و این بانوی دلسوختهی خسته رباب است
که با دیدهی خونبار و عزاپوش
خدایا به گمانش که گرفته ست
گلش را در آغوش
و با مویه و لالایی خود می رود از هوش:
«گلم تاب ندارد
حرم آب ندارد
علی خواب ندارد»
یکی بی پر و بی بال
دل افسرده و بی حال
که انگار گذشته ست چهل روز
بر او مثل چهل سال
و بوده ست پناه همه اطفال
پس از این همه غربت
رسیده ست به گودال
همان جا که عزیزش
همان جا که امیدش
همان جا که جوانان رشیدش
همان جا که شهیدش
در امواج پریشان نی و دشنه و شمشیر
در آن غربت دلگیر
شده مصحف پرپر
و رفته ست سرش بر سر نیزه
و تن بی کفن او، سه شب در دل صحرا
رها مانده خدایا.
چهل روز شکستن
چهل روز بریدن
چهل روز پی ناقه دویدن
چهل روز فقط طعنه و دشنام شنیدن
چه بگویم؟
چهل روز اسارت
چهل روز جسارت
چهل روز غم و غربت و غارت
چهل روز پریشانی و حسرت
چهل روز مصیبت
چه بگویم؟
چهل روز نه صبری نه قراری
نه یک محرم و یاری
ز دیاری به دیاری
عجب ناقه سواری
فقط بود سرت بر سر نی قاری زینب
چه بگویم؟
چهل روز تب و شیون و ناله
ز خاکستر و دشنام
ز هر بام حواله
و از شدت اندوه
و با خاطر مجروح
جگر گوشهی تو کنج خرابه
همان آینهی فاطمه
جا ماند سه ساله
چه بگویم؟
چهل روز فقط شیون و داغ و
غم و درد فراق و
فراق و ... فراق و ...
چه بگویم؟
بگویم، کدامین گله ها را؟
غم فاصله ها را؟
تب آبله ها را؟
و یا زخم گلوگیر ترین سلسله ها را؟
و یا طعنهی بی رحم ترین هلهله ها را؟
و یا مرحمت دم به دم حرمله ها را؟
چهل روز صبوری و صبوری
غم و ماتم دوری و صبوری
و تا صبح سری کنج تنوری و صبوری
نه سلامی نه درودی
کبودی و کبودی
عجب آتش و خاکستر و دودی و کبودی
به آن شهر پر از کینه و ماتم
چه ورودی و کبودی
در آن بارش خونرنگ
سر نیزه تو بودی و کبودی
گذر از وسط کوچهی سنگی یهودی و کبودی
و در طشت طلا گرم شهودی و چه ناگاه
چه دلتنگ غروبی ، چه چوبی
عجب اوج و فرودی و کبودی
خدایا چه کند زینب کبری
شاعر: یوسف رحیمی
چهارشنبه 7 دی1390
اشعار اربعین
یک اربعین، به نیــزه ســر یـار دیده ام
یک اربعین، چو شمع به پایش چکیده ام
یک اربعین، به ضربه ی شلاق ساربان
بر روی خــارهای مغــیلان دویده ام
یک اربعین، تمام تنم درد می کند
با ضـرب تـازیانه ز جـایم پریده ام
یک اربعین، رقیّه ی تو مُرد از غمت
اکنون بدون او به کنارت رسیـده ام
یک اربعین، به شام و به کوفه حماسه ها
با خطــبه های حیــدری ام آفـریده ام
یک اربعین، ز چوبه ی محمل سرم شکست
همچـون پـدر ببیـن تـو جبین دریــده ام
یک اربعین، کنار عدو، وای! وای! وای!
بس جورِ طعنه های فراوان کشیده ام
یک اربعین، به ضربه سیلی ببین حسین
رویم کبود گشته و قامــت خمیــده ام
*مجید لشگری*
************************
رسیده ام به مزارت نه بل مزار خودم
سیاه پوش توام نه، که داغدار خودم
تو زیر خاکی و من خاک بر سرم ریزم
تو سینه چاکی و من خاک بر سرم ریزم
شکسته تر ز همیشه کنارت آمده ام
برای دیدن خاک مزارت آمده ام
بگو چگونه دلت آمد از برم بروی
به روی نیزه ولی در برابرم بروی
ببین که بعد تو غمگین ترین صدا شده ام
شکسته ام زکمر دست بر عصا شده ام
چهل شب است که مهمان شامیان بودم
چهل شب است که مهمان خنده ها شده ام
چهل شب است که از درد پا نمی خوابم
پر از جراحتم و غرق رد پا شده ام
چهل شب است ز گریه ز لای لای رباب
کنار نیزه اصغر پر از عزا شده ام
چهل شب است که با چادری که خاکی بود
حجاب دخترت از چشم بی حیا شده ام
حکایت من و کعب نی از تنم پیداست
ببین شبیه توام مثل بوریا شده ام
رسیدم از سفری که غم تورا خواندم
برای زخم علمدار روضه ها خواندم
به روی نیزه مده دست باد گیسو را
به این بهانه مپوشان تو زخم ابرو را
تو روی نیزه و این سنگهای بی احساس
نمی کنند مراعات چشم کم سو را
بگو به نیزه عباس خم شود پیشم
که چند بوسه زنم دیده های جارو را
کنار ناقه عریان و جمع نا محرم
بگو دوباره بگیرند رکاب بانو را
هنوز لخته خون می چکد ز گیسویت
اگرچه حرمله بسته شکاف ابرو را .
**********************
يك اربعين براي تو گريان شدم حسين
مانند گيسوي تو پريشان شدم حسين
با چند قطره اشك دل من سبك نشد
ابري شدم به پاي تو باران شدم حسين
زلفي اگر كه ماند برايت سپيد شد
در اول بهار زمستان شدم حسین
كوفه به كوفه كوچه به كوچه گذر گذر
قاري شدي مفسر قران شدم حسين
ديدي چگونه اخر عمري دلم شكست
ديدي چگونه بار گريبان شدم حسین
تو رفتي و كنار تو من گريه مي كنم
دارم سر مزار خودم گريه مي كنم
اي سايه ي بلند سرم اي برادرم حسين
ايينه ي ترك ترك در برابرم
بالم شكسته است و پرم پر نمي زند
اما هنوز مثل هميشه كبوترم
من قول داده ام كه بگيرم سر تو را
از دست نيزه ها و برايت بياورم
حالا سري براي تو اورده ام ولي
خاكستري و خاكي واي خاك بر سرم
بگذار اول سخن و شكوه ام تو را
اي ماه زينب از نگراني دراورم
هرچند كوچه به كوچه تماشا شدم ولي
راحت بخواب هنوز دست نخورده است معجرم
*لطیفیان *
***************************
شکسته بال ترینم ، کبود می آیم
من از محله ی قوم یهود می آیم
از آن دیار که من را به هم نشان دادند
به دست های یتیمت دو تکه نان دادند
از آن دیار که بوی طعام می پیچید
از آن دیار که طفلت گرسنه می خوابید
کسی که سنگ به اطفال بی پدر می زد
به پیش چشم علمدار بیشتر می زد
از آن دیار که چشمان خیره سر دارد
به دختران اسیر آمده نظر دارد
از آن سفر که اگر کودکی به جا می ماند
تمام طول سفر زیر دست و پا می ماند
به کودکی که یتیم است خنده سر دادند
به او به جای عروسک سر پدر دادند
به جای آن همه گل با گلاب آمده ام
من از جسارت بزم شراب آمده ام
از آن دیار که آتش به استخوان می زد
به روی زخم لبان تو خیزران میزد
*************************
يك اربعين گذشته و زينب رسيده است
بالاي تربتي كه خودش آرميده است
يا ايها الغريب سلام اي برادرم
اي يوسفي كه گرگ تنت را دريده است
ازشهر شام كينه رسيده مسافرت
پس حق بده به او كه چنين قد خمیده است
احساس ميكنم كه مادرم اينجا نشسته است
در كربلا نسيم مدينه وزيده است
بر نيزه بودي و به سرم بود سايه ات
با اين حساب حسین كسي من را نديده است
اين گل بنفشه هاي تن و چهره ي كبود
دارد گواه ، زينبتان داغديده است
توطعم خيزران و سنگ ها و خواهرت
طعم فراق و غربت و غم را چشيده است
آبي به كف گرفته و رو سوي علقمه
با آه مي رود سكينه و خجلت كشيده است
اين دختر شماست كه خواستند كنيزيش ....
لكنت گرفته است و صدايش بريده است
نيزه نشين شد حضرت سقا و اهلبيت
زخم زبان زهر كس و ناكس شنيده است
گفتي رقيه ..... گفت نمي آيم عمه جان !
در شام ماند و شهر جديد آفريده است
*یاسر مسافر*
********************
تا سایه سرت به سر محملم فتاد
برخاست آتش غم و بر حاصلم فتاد
یک اربعین بود که ندیدم جمال تو
وین است شعله ای که بر آب و گلم فتاد
ای کشتی نجات ز طوفان دوری ات
موج بلا و حادثه بر ساحلم فتاد
بودم هزار مشکل و از رنج هر اسیر
یک مشکل دگر به روی مشکلم فتاد
برخاست آتش از دل و اشکم به رُخ دوید
دل هر زمان به یاد ابوفاضلم فتاد
دارم من از خرابه بسی خاطرات تلخ
مُردم همین که بار در آن منزلم فتاد
شد گریه رقیه سبب تا ببینمت
هر چند باز داغ دگر بر دلم فتاد
شد باز بند دست من و باز کی شود
بند مصیبتی که به پای دلم فتاد
یکشنبه 6 آذر1390
توصیه های آیةالله وحید خراسانی درباره محرم
الحمد لله رب العالمين و صلي الله علي سيدنا محمد و آله الطاهرين سيما بقية الله في الارضين و اللعن علي اعدائهم الي يوم الدين
قال الله سبحانه و تعالی: "وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ"[1]
پیشآمد عاشوراست. عاشورا را نه کسی شناخته و نه هم خواهد شناخت.
مرحوم آخوند وقتی از دنیا رفت، آن مردی که در دقت نظر، حاشیه رسایلش آیتی است و در حاشیه مکاسبش در هر سطری اهل فقه می دانند چقدر هنر کرده، با این قدرت فکری وقتی او را مشاهده کردند اهلش، گفت: ما تا در دنیا بودیم نفهمیدیم سید الشهدا کیست، وقتی آمدیم به اینجا فهمیدیم او کیست. هنوز باز زود است. آخوند در حیات برزخی دیده او را.
آن وقتی شناخته می شود كه در حيات اخروي بشر قدم بگذارد، بعد بفهمد او كيست و او چه كرد. كاري كه او كرد كاري است كه امام حسن بن علي متن كلامش اين است: لا يوم كيومك، روزي مثل روز تو نيست. روز جميع انبيا، روز جميع اوصيا، روز جميع اوليا، همه را ديد، بعد فرمود: لا يوم كيومك. او چه كرد؟ به بشریت فهماند: اغلی و اعلي از گوهر حيات انسان گوهري نيست و اين گوهر به هر ثمني سودا بشود، خسران است و حسرت؛ فقط آن كس از حسرت رسته كه اين اغلي الجواهر را معامله نكند الا به يك ثمن و آن ثمن خداست. بذل مهجته فيك[2]
بعد رسید به کجا؟ به جایی که حجت خدا فرمود: مداومت کنید بر سورهي فجر؛ "وَالْفَجْرِ ، وَلَيَالٍ عَشْرٍ"[3] . آن شبهای دهگانه چیست، آن شفع چیست، آن وتر چیست، آن فجر کدامست، آن کسی که فرمود: مداومت کنید بر سوره فجر، او دانست كه اين سوره از كجا شروع ميشود، به كجا ختم ميشود. شروع از فجر است: وَالْفَجْرِ ، ختام: "يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ، ارْجِعِي... ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً"[4]. ديگر كلّ البيان، هر بياني گنگ است، هر قلمي ميشكند. ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً. فروخت خودش را به خدا.
ماه ماه خداست. ايام ايام خداست.
نص قرآن اين است: "وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ". در اين ايام كساني كه اغتنام فرصت كنند و اين وقت را غنيمت بشمرند... ايام عاشورا بهاري است كه دلها زنده ميشود. بالاترين بهره از فقاهت اين است. كساني كه فهميدهاند، به فقه دين رسيدهاند، از اين ايام حد اكثر استفاده را بكنند. اين عمر را صرف خدا كنند؛ اگر بهتر، بالاتر از اين بود، خدا ميفرمود. "وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ" . دعوت كنيد مردم را به خدا. به مردم بفهمانيد: چه بودند، چه شدند، چه خواهند شد. "فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ مِمَّ خُلِقَ"[5]. اول خودتان بنگريد بعد به مردم تذكر بدهيد؛ "فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ مِمَّ خُلِقَ ، خُلِقَ مِنْ مَاءٍ دَافِقٍ ، يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ[6]". كيست كه أَنْشَأَكُمْ ... "وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ"[7] تا جايي كه فرمود: "ثمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ"[8].
داد آنچه را داد اما ما جز خسارت هيچ نبرديم، چون اين زندگي صرف شد در غير او. حالا از خواب بيدار شو، راه بسيار دشوار است، برگشتني نيست. دار عمل تمام شد روزگار جزا رسيد، هيچ نيست، فقط مددي لازم است.
هم خودتان، هم به مردم توصيه كنيد: شروع كنيد از اول قرآن، حد اقل هر روز يك جزء قرآن بخوانيد. با كلام الله روح را منور كنيد: نوروا بيوتكم بتلاوة القرآن.[9] "قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ"[10].اين خانهي دل تاريك را به اين چراغ روشن كنيد، ولي از آن حديث صحيح غفلت نكنيد: آن قرآن را به امام زمان هديه كنيد تا اين هديه موجب لطف او بشود و عنايت او. مگر به كيمياي نظر او مس وجود من و تو منقلب بشود و الا اگر آن اكسير به اين آهن نخورد قلوبهم كالحجارة بل هي اشد قسوة. اين راه اول است.
در مجالس، در محافل احياء كنيد امر آل محمد را. فضيل بن يسار از اعيان اصحاب است. بيان ائمه با فقها از روات، خيلي قابل دقت و نظر است. متن كلام اين است... برنامهي همه مجالس عاشورا را اين حديث قرار بدهيد. متن كلام امام خصوصيتي دارد:
يا فضيل: تجلسون وتحدثون؟ جلسات داريد؟ اين سؤال اول است. بعد وتحدثون؟ آن جلسات را به احاديث ما... خواست بفهماند: مزين ميكنيد؟ قال: نعم! جعلت فداك. قال: إن تلك المجالس أحبها. خوشا به حال آنها كه مجالسشان شد محبوب او. إن تلك المجالس أحبها. وقت مردم را به روزنامهها ضايع و باطل نكنيد، به اين سياستبافيها خودتان و مردم را سودا نكنيد. فقط قرآن، روايات اهل بيت عصمت. إن تلك المجالس أحبها فأحيوا أمرنا[11] .زنده كنندهي امر ما باشيد، حمال زيد و عمرو نشويد. بدبختي ما اين است: زندگي را به كسي كه بايد سودا كنيم، گم كرديم او را. سزاي ما هم اين است "وَيُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ وَيَفْعَلُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ"[12]. مجالس بايد مشحون باشد به احياء امر اهل بيت.
يا فضيل ! فرحم الله... -گفتنش سهل است- فرحم الله من أحيى أمرنا[13]. كسي كه نفس او عالم امكان را به هم ميزند، يعرف الامام: فی العلم واستجابة الدعوة[14]. همچو كسي به نسبت تحققيه- نه ترقبيه: نفرمود يرحم الله بلكه- فرمود: رحم الله من أحيى أمرنا. چه گفت؟ رحمتي كه او خواست چه رحمتي است؟ قرآن بخوان تا بفهمي گفتهي او چه بود: "وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ". تجلسون وتحدثون؟ حديث كنيد، امر ما را احياء كنيد، فرحم الله من أحيى أمرنا، يا فضيل! من ذكرنا... من ذكرنا أو ذكرنا عنده فخرج من عينه ، چه اندازه؟ به اندازهي بال مگسي، همين اندازه اگر چشمش بر مصائب ما تر بشود، غفر الله ذنوبه ولو كانت أكثر من زبد البحر[15]. آيا چه شده كه اين كلمه را فرموده؟ آيا چه اتفاق افتاده؟
بشناسيد صاحب اين ايام را و به مردم بشناسانيد. چه كسي است كه تأثر براي او به قدر بال مگسي اگر چشم تر بشود، تمام گناهان همه آمرزيده ميشود؟ كشف انّي ميكند كه كار چه كاري بوده.
محمد بن ابي جرير القمي، قال: سمعت أبا الحسن الرضا- كلام امام ششم برهانش اين است- قال: سمعت ابا الحسن الرضا يقول لأبي: من زار الحسين بن علي عارفا بحقه كان من محدثي الله فوق عرشه. كه بود، چه كرد كه زائر قبر او ميشود طرف سخن با خدا فوق عرش خدا؟ ثم قرأ: "إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ ، فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ"[16]. رفتن به زيارت او آن قدم را به مقام عنديت مليك مقتدر ميرساند. اگر زائر قبرت، يا ابا عبدالله، عند مليك مقتدر، آيا خودت با آن سر بريده كجايي؟
قال: قلت لأبي عبد الله: ما لمن زار الحسين؟ قال... روايت معتبر، به سندي كه شيخ انصاري در اعظم مسائل به اين سند فتوا ميدهد. ما لمن زار الحسين؟ قال: كان كمن زار الله في عرشه. قال: قلت: ما لمن زار احدا منكم؟ قال كمن زار رسول الله[17]. ديگر كميت بيان لنگ است. كسي كه يكي از شما را زيارت كند، مقام او چيست؟ فرمود: كمن زار رسول الله، اما كسي كه حسين را زيارت كند كمن زار الله في عرشه.
كربلاي او شد عرش خدا، زيارت او شد زيارت خدا. افسوس كه ما نفهميديم كه بود و چه كرد و آن روز چه شد. اين چند كلمه كافي است، همه اهل فضل ايد شرح نمي خواهد:
لقد صرع بمصرعك الإسلام، وتعطلت الحدود والأحكام، وأظلمت الأيام، وانكسفت الشمس، وأظلم القمر، واحتبس الغيث والمطر[18]... لا اله الا الله... واهتزّ العرش والسماء، واقشعرت الأرض والبطحاء، فجع... فجع بك الرسول، وازعجت البتول، وطاشت العقول[19]
السلام على من طهره الجليل، السلام على من افتخر به جبرئيل[20]. یا ابا عبدالله! تو که هستی؟ که بودی چه کردی؟ السلام على من ناغاه في المهد ميكائيل[21]، ... السلام على من انتهكت حرمة الاسلام في إراقة دمه[22].
فنزع الرسول الرداء، وعزاه بك الملائكة والأنبياء[23]. آن کلمه ای که کمر شکن است این است: وفجعت... وفجعت. فاجعه چیست؟ وفجعت بك أمك... وفجعت بك أمك فاطمة الزهراء[24]
واقيمت عليك المآتم في أعلا عليين، تلطم عليك فيها الحور العين، وتبكيك السماوات وسكانها، والجبال وخزّانها، والسحاب وأقطارها، والأرض وقيعانها، ومكة وبنيانها، والجنان وولدانها، والبيت والمقام والمشعر الحرام[25]
یا صاحب الزمان! یا صاحب الزمان! تویی صاحب عزا. "وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا"[26]. ای ولی آن خون که گرفت روی دست گفت: بسم الله وبالله وفی سبیل الله وعلی ملة رسول الله، بیا! بیا! بفهمان که بود، بگو چه شد، آن پیراهن غرقه به خون را بر سر دست بلند کن.
امسال از عاشورا تا اربعین دعای فرج را بخوانید، مردم در مجالس بخوانند. صاحب عزا اوست، او باید بیاید امر او را احیا کند.
سه شنبه 24 آبان1390
درباره غدیر
عید غدیر یعنی عیدالله الاکبر آمد. اما اینجا و در این سرزمین وحی عید غدیر حال و هوای دیگری دارد. فاصله کمی تا محل غدیر خم بیشتر نیست؛ اما این کوردلان مغرض که راه را بر عاشقان ولایت بسته اند ما را از دیدن آن محل محروم کرده اند.
همانگونه كه 'غدير' پرچمى بر بلنداى تاريخ است كه از آن نور سبز 'على ولى اللَّه' مى درخشد، مسجد غدير هم تيرى به چشم دشمنان ولايت بوده كه بناى گِل و آجرى آن به عنوان سندى زنده از غدير در قلب صحرا مى درخشيد. از همين جاست كه دشمنان كينه توز على عليه السلام كه درِ خانه اش را آتش زدند و تابعان آنان در طول قرنها هرگز چشم ديدن چنين بناى اعتقادى- تاريخى را نداشتند.
آثار مسجد غدير كه توسط پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و اصحابش علامت گذارى شده بود، اولين بار به دست عمر بن الخطاب از ميان برده شد و علائم آن محو گرديد.
بار ديگر در زمان اميرالمؤمنين عليه السلام احيا شد ولى پس از شهادت آن حضرت، معاويه ساربانى را با دويست نفر فرستاد تا آثار غدير خم را با خاك يكسان كنند!
در زمانهاى بعد بار ديگر مسجد غدير بنا شد و از آنجا كه در كنار جاده ى حجاج قرار داشت محلى معروف بود و حتى تاريخ نگاران و جغرافى نويسانِ سنّى هم آن را نام برده و محل آن را تعيين كرده اند.
تا صد سال پيش مسجد غدير بر پا بوده و با آنكه در منطقه ى مخالفان بوده ولى رسماً محل عبادت و به عنوان مسجد غدير معروف بوده است، تا آنكه آخرين ضربه را وهابيها زده اند. آنان دو اقدام كينه توزانه براى از بين بردن مسجد غدير انجام داده اند: از يكسو مسجد را خراب كرده و آثار آن را از بين برده اند، و از سوى ديگر مسير جاده را طورى تغيير داده اند كه از منطقه ى غدير فاصله ى زيادى پيدا كرده است.
هم اكنون غدير به صورت بيابانى است كه در آن آبگيرى و چشمه ى آبى است و محل مسجد- كه اكنون اثرى از آن نيست- بين چشمه و آبگير بوده است. اين منطقه در حدود 200 كيلومترى مكه در نزديكى شهر 'رابغ' در كنار روستاى جحفه كه ميقات حجاج است قرار دارد و هم اكنون بنام 'غدير' شناخته مى شود و مردم منطقه به خوبى از محل دقيق و نام آن آگاهند و مى دانند كه شيعيان هر از چندگاهى براى يافتن آن به منطقه مى آيند و پرس و جو مى كنند.
راه رسيدن به وادى غدير
راه رسيدن به وادى غدير هم اكنون از دو طريق است:
1. راه جحفه:
از كنار فرودگاه رابغ تا اول روستاى جحفه، سپس 5 كيلومتر به سمت شمال در ريگزار تا قصر عليا، سپس 2 كيلومتر در سمت راست جاده با عبور از تپه هاى شنى، سپس بيابانى كوتاه، از بيابان به سمت راست جاده وادى غدير است. فاصله ى غدير نسبت به ميقات جحفه از سمت طلوع آفتاب 8 كيلومتر است.
2. راه رابغ:
از تقاطع جاده مكه- مدينه- رابغ به سمت مكه در طرف چپ جاده 10 كيلومتر، سپس به سمت راست، جاده ى فرعى به طرف غدير است كه فاصله ى آن از جنوب شرقى تا رابغ 26 كيلومتر است.
به اميد آنكه با ظهور صاحب غدير، منطقه ى زيبا و روح انگيز غدير بار ديگر احيا شود، و بين آبگير و چشمه ى آن مسجد با شكوهى بنا شود و محل منبر و خيمه ى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله با ترسيم كاملى از آن واقعه ى عظيم در آنجا مورد بازديد جهانيان قرار گيرد.
برخی منابع: تبیان
پنجشنبه 12 آبان1390
سندتوافق عربستان با یهودیسازی فلسطین
به گزارش پرس تی وی ، این سند از تعهد عمیق نخستین پادشاه عربستان سعودی به انگلیس و تعهد وی به مقامات انگلیسی در خصوص تسلیم فلسطین به یهودیان، پرده برداشت.
این سند جنجالی، که به صورت یادداشتی به سرلشکر سر پرسی زچاریا کوکس، نماینده انگلیس نوشته شده بود، مدرک دیگری در اثبات رویکرد خصمانه خاندان سلطنتی سعودی در قبال ملت فلسطین است.
در این سند که به امضای ملک عبدالعزیز رسیده، آمده است، "من، سلطان عبدالعزیز بن عبدالرحمان بن آل سعود آل فیصل، هزاران بار خطاب به سر پرسی کوکس، فرستاده بریتانیای کبیر، تصدیق و اذعان میکنم که هیچ اعتراضی به تسلیم کردن فلسطین به یهودیان بیچاره و یا حتی غیر یهودیان ندارم و هرگز از فرامین (انگلیس) تخطی نمیکنم."
این یادداشت، میزان وفاداری خاندان سلطنتی سعودی به دولت انگلیس را نیز فاش میکند.
از آنجاییکه عربستان سعودی در کوتاهترین مسیر آبی به هند و استرالیا از طریق دریای سرخ و کوتاهترین راه هوایی به شرق قرار دارد، انگلیس در دهه 1930، اهمیت ویژهای برای ریاض قائل بود. عربستان سعودی به اصلیترین راه شوسه انگلیس و خطوط نفتی بین عراق و فلسطین (از طریق ترنس جوردن) نیز نزدیک بود.
حکمرانی خاندان آل سعود بر عربستان نیز موجب اهمیت این کشور برای انگلیس شده است چرا که به عقیده لندن، پادشاهان خاندان سعودی تاثیر زیادی بر کشورهای عربی دارند.
منبع: جهان نیوز
دوشنبه 9 آبان1390
سرکه در احادیث
امام على عليه السلام :نِعمَ الإِدامُ الخَلُّ يَكسِرُ المِرَّةَ ، ويُطفِئُ الصَّفراءَ ، ويُحيِي القَلبَ .
سركه ، نيكو خورشتى است؛ زرداب را مىشكند ، صفرا را فرو مىنشاند و قلب را زنده مىكند.
الكافي ، جلد 6 ، صفحه 329 ، حديث 7 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 284 ،
حديث 1924 كلاهما عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليهالسلام ، الخصال ،
صفحه 636 ، حديث 10 عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه
عنه عليهمالسلام ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 413 ، حديث 1400 عن
الإمام الصادق عليهالسلام وليس فيها «ويطفئ الصفراء» ، بحار الأنوار ،ج 66
، صفحه 304 ، حديث 17 وح 22 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 230
----------------------------
امام صادق عليه السلام :الخَلُّ يُنيرُ القَلبَ .
سركه ، قلب را روشن مىكند.
المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 284 ، حديث 1925 عن رفاعة ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 302 ، حديث 9 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 230
-----------------------------
مكارم الأخلاق :رُوِيَ
عَنِ الإِمامِ الكاظِمِ عليهالسلام : أنَّهُ يُنادِي مُنادٍ مِنَ
السَّماءِ : اللّهُمَّ بارِك فِي الخَلاّلينَ وَالمُتَخَلِّلينَ .
وَالخَلُّ بِمَنزِلَةِ الرَّجُلِ الصّالِحِ يَدعو لِأَهلِ البَيتِ
بِالبَرَكَةِ . فَقُلتُ : جُعِلتُ فِداكَ ! مَا الخَلاّلونَ ومَا
المُتَخَلِّلونَ؟
قالَ : الَّذينَ في بُيوتِهِمُ الخَلُّ وَالَّذينَ يَتَخَلَّلونَ .
از
امام كاظم عليهالسلام روايت شده است : منادى اى از آسمان ندا مىدهد :
«خداوندا! خلاّلان و متخلّلان را بركت ده! سركه ، به سان مردى درستكار براى
اهل خانه دعاى بركت مىكند .
[راوى مىگويد :] گفتم : فدايت شوم! مقصود از «خلاّلان» و «متخلّلان» چيست؟
فرمود : «كسانى كه در خانههايشان سركه (خلّ) هست و كسانى كه خلال مىكنند» .
مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 330 ، حديث 1059 ، مستطرفات السرائر ،
صفحه 49 ، حديث 9 وزاد في ذيله «فإنّ الخلال نزل به جبرئيل مع اليمين
والشهادة من السماء» ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 441 ، حديث 26 دانش
نامه احاديث پزشكي : 1 / 354
-----------------------------
امام صادق عليه السلام :نِعمَ الإِدامُ الخَلُّ ؛ يَكسِرُ المِرَّةَ ، ويُحيِي القَلبَ ، ويَشُدُّ اللِّثَةَ ، ويَقتُلُ دَوابَّ البَطنِ .
سركه ، نيكو خورشى است . تلخه را مىشكند ، قلب را زنده مىسازد ، لثه را استحكام مىبخشد و جنبندگان شكم (کرم های شکم) را مىكُشد .الدعوات ، صفحه 146 ، حديث 383 ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 304 ، حديث 17 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 304
-----------------------------
امام صادق عليه السلام :
الخَلُّ يَشُدُّ العَقلَ .
سركه ، عقل را استحكام مىبخشد .الكافي
، جلد 6 ، صفحه 329 ، حديث 2 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 282 ، حديث 1913
كلاهما عن سليمان بن خالد ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 413 ، حديث 1399 ،
بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 301 ، حديث 1 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 /
304
-----------------------------
امام صادق عليه السلام :الاِصطِباغُ بِالخَلِّ يَقطَعُ شَهوَةَ الزِّنى .
خورش ساختن سركه ، شهوت زنا را ريشه كن مىكند .الكافي ، جلد 6 ، صفحه 330 ، حديث 10 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 304
-----------------------------
امام صادق عليه السلام :إنّا لَنَبدَأُ بِالخَلِّ عِندَنا ، كَما تَبدَؤونَ بِالمِلحِ عِندَكُم ؛ فَإِنَّ الخَلَّ لَيَشُدُّ العَقلَ .
ما با سركه آغاز مىكنيم ، چنان كه شما با نمك آغاز مىكنيد؛ چرا كه سركه ، عقل را استحكام مىبخشد.الكافي
، جلد 6 ، صفحه 329 ، حديث 5 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 283 ، حديث 1915
كلاهما عن إسماعيل بن جابر ، مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 413 ، حديث 1399
، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 398 ، حديث 16 دانش نامه احاديث پزشكي : 1
/ 244
-----------------------------
الكافي به نقل از محمّد بن على همدانى:إنَّ
رَجُلاً كانَ عِندَ الرِّضا عليهالسلام بِخُراسانَ ، فَقُدِّمَت إلَيهِ
مائِدَةٌ عَلَيها خَلٌّ ومِلحٌ ، فَافتَتَحَ عليهالسلام بِالخَلِّ فَقالَ
الرَّجُلُ : جُعِلتُ فِداكَ ! أمَرتَنا أن نَفتَتِحَ بِالمِلحِ؟ !
فَقالَ : هذا مِثلُ هذا - يَعنِيالخَلَّ - وإنَّ الخَلَّ يَشُدُّ الذِّهنَ ، ويَزيدُ فِي العَقلِ .
مردى
در خراسان، نزد امام رضا عليه السلام بود. در اين هنگام ، نزد ايشان
سفرهاى گستردند كه در آن، سركه و نمك بود. امام عليه السلام با سركه آغاز
كرد. آن مرد گفت: فدايت شوم! به ما فرمودهاى كه با نمك، آغاز كنيم.
فرمود: «اين ، همانند آن (يعنى نمك) است. سركه، ذهن را استحكام مىبخشد و عقل را افزون مىكند».الكافي
، جلد 6 ، صفحه 329 ، حديث 4 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 286 ، حديث 1931 ،
بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه 303 ، حديث 14 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 /
250
-----------------------------
امام رضا عليه السلام :مَن أرادَ ألاّ يَسقُطَ اُذناهُ ولا لَهاتُهُ ، فَلا يَأكُل حُلوا إلاّ تَغَرغَرَ بِخَلٍّ .
هر كس مىخواهد گوش هايش و نيز زبان كوچكش فرو نيفتد، هيچگاه شيرينى نخورد، مگر اين كه پس از آن، سركه غِرغِره كند.طبّ
الإمام الرضا عليهالسلام ، صفحه 40 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 325
وفيه «... حتى يتغرغر بعده بخلّ» دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 330
-----------------------------
امام صادق عليه السلام :
كانَ
أحَبَّ الصِّباغِ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله و سلّم
الخَلُّ ، وأحَبَّ البُقولِ إلَيهِ الحَوكُ ، يَعنِي : الباذَروجَ .
محبوبترین نان خورِش نزد رسول الله (ص) که لقمه را درونش فرو برند، سرکه و محبوبترین سبزی نزد آن حضرت حوک ( باذروج) بود.جامع
الأحاديث للقمّي ، صفحه 227 ، المحاسن ، جلد 2 ، صفحه 320 ، حديث 2077 عن
الشعيري من دون إسنادٍ إلى المعصوم وفيه «كان أحبّ البقول إلى رسول اللّه
صلى الله عليه و آله و سلّم الباذروج» ، بحار الأنوار ، جلد 66 ، صفحه
304 ، حديث 18 دانش نامه احاديث پزشكي : 2 / 198
-----------------------------
رسول خدا(ص) : إن الله و ملائکته یصلّون علی خوان علیه خل و ملح
خداوند و فرشتگانش رحمت می کنند بر سفره ای که در آن سرکه و نمک است. ( محاسن ، ج 2 ، ص 487)
-----------------------------
سركه در چه مواقعي مضر است:
مكارم الأخلاق :شَكا بَعضُهُم
إلى أبِي الحَسَنِ عليهالسلام كَثرَةَ ما يُصيبُهُ مِنَ الجَرَبِ ،
فَقالَ : إنَّ الجَرَبَ مِن بُخارِ الكَبِدِ ؛ فَاذهَب وَافتَصِد مِن
قَدَمِكَ اليُمنى ، وَالزَم أخذَ دِرهَمَينِ مِن دُهنِ اللَّوزِ الحُلوِ
عَلى ماءِ الكَشكِ ، وَاتَّقِ الحيتانَ وَالخَلَّ .
فَفَعَلَ فَبَرِئَ بِإِذنِ اللّهِ تَعالى .
كسى
نزد امام كاظم عليه السلام، از فراوانى گَرى اى كه بدان مبتلا بود، اظهار
ناراحتى كرد. فرمود : «گَرى ، از بخارِ جگر است . برو و پاى راست خود را رگ
بزن و بر استفاده كردن از دو درهم روغن بادام شيرين ، همراه با آب كشك جو ،
ملازمت كن و از [خوردن] ماهى و سركه نيز حذر كن» .
آن مرد ، اين كار را انجام داد و به اذن خداوند عز و جل ، بهبود يافت .مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 176 ، حديث 527 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 128 ، حديث 90 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 516
-----------------------------
كتاب من لا يحضره الفقيه به نقل از ابوسعيد خُدْرى:أوصى
رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله و سلّم عَلِيَّ بنَ أبي طالِبٍ
عليهالسلام فَقالَ : يا عَلِيُّ : . . . اِمنَعِ العَروسَ في اُسبوعِها
مِنَ الأَلبانِ ، وَالخَلِّ ، وَالكُزبُرَةِ ، وَالتُّفّاحِ الحامِضِ ، مِن
هذِهِ الأَربَعَةِ الأَشياءِ .
فَقالَ عَلِيٌّ عليهالسلام : يا رَسولَ اللّهِ ، ولِأَيِّ شَيءٍ أمنَعُها هذِهِ الأَشياءَ الأَربَعَةَ؟
قالَ : لِأَنَّ الرَّحِمَ تَعقَمُ وتَبرُدُ مِن هذِهِ الأَربَعَةِ الأَشياءِ . . . .
فَقالَ عَلِيٌّ عليهالسلام : يا رَسولَ اللّهِ ، ما بالُ الخَلِّ تُمنَعُ مِنهُ؟
قالَ
: إذا حاضَت عَلَى الخَلِّ لَم تَطهُر أبَداً بِتَمامٍ ، وَالكُزبُرَةُ
تُثيرُ الحَيضَ في بَطنِها وتُشَدِّدُ عَلَيهَا الوِلادَةَ ، وَالتُّفّاحُ
الحامِضُ يَقطَعُ حَيضَها فَيَصيرُ داءً عَلَيها .
پيامبر
خدا ، به على بن ابىطالب سفارش كرد و به او فرمود : «اى على! عروس را در
هفته اوّلش از شير، سركه، گشنيز، سيب تُرش، از اين چهار چيز، باز بدار» .
على عليهالسلام پرسيد : اى پيامبر خدا ! براى چه او را از اين چيزها باز بدارم؟
فرمود : «زيرا از اين چهار چيز ، زهدان سِتَروَن و سرد مىشود . . .» .
على عليه السلام [ديگر بار] پرسيد : اى پيامبر خدا ، امّا از اين ميان ، از سركه چرا باز داشته مىشود؟
فرمود
: «اگر در حالى كه سركه خورده است ، عادت ماهانه شود ، هرگز كامل پاك
نگردد ، گشنيز هم حيض را در شكم وى برمىانگيزانَد و زادن را بر او سخت
مىسازد . سيب تُرش نيز حيض شدن او را قطع مىكند و اين عارضه براى وى يك
بيمارى مىشود».كتاب من لا يحضره الفقيه ، جلد 3 ، صفحه 551 ،
حديث 4899 ، علل الشرائع ، صفحه 514 ، حديث 5 ، الاختصاص ، صفحه 132 وفيه
«تبور» بدل «تثير» ، بحار الأنوار ، جلد 103 ، صفحه 280 ، حديث 1 دانش نامه
احاديث پزشكي : 1
منبع: سایت دکتر روازاده
دوشنبه 9 آبان1390
خواص و کاربرد سرکه:
بسیاری از نسخه ها ی طب سنتی ما از سرکه وعسل وترکیب آن دو (
سرکنگبین یا سکنجبین ) استفاده شده است این در حالی است که بوعلی سینا در
مورد خواص سکنجبین که همان مخلوط سرکه وعسل و نعناع می باشد کتابی با عنوان
"الرساله فی السکنجبین" تالیف کرده است .
برخی از خواص سرکه های طبیعی عبارتند از:-
استفاده از سركه در كنار وعدههای غذایی باعث رقیق شدن خون شده و به تجزیه
چربیها و دفع سموم كمك كرده و سبب كاهش چربی خون میشود.
- اسید سیتریك موجود در سركه، هضم و جذب كلسیم موجود در سركه و سایر موادغذایی را آسان میكند و در سوخت و ساز بدن موثر است.
-
سركه می تواند باكتریهای مضر سیستم گوارشی را از بین ببرد، بنابراین
افرادی كه در سیستم گوارش خود با مشكلاتی نظیر: یبوست، نفخ، اسهال، دل درد و
دفع نامرتب مزاج مواجه اند، میتوانند با مصرف سركه به رفع این مشكل
بپردازند.
- سركه میتواند ترشح اسید معده را متعادل كرده و از بروز گاز معده جلوگیری كند.
-
سركه در رفع جرم دندان و التهاب لثه موثر است. به منظور رفع بوی بد دهان و
نیز سفیدی دندانها، هفتهای یك بار دندانهای خود را با مسواك آغشته به
سركه مسواك بزنید.
- در صورتی سركه میتواند در كاهش وزن تاثیرگذار باشد
كه فرد از رژیم غذایی مناسبی جهت كاهش وزن پیروی كند، در غیر این صورت
سركه تاثیری در كاهش وزن نخواهد داشت.
- بُخور سركه ی رقیق شده در رفع
گرفتگی بینی ناشی از سرماخوردگی موثر است و سردردی را كه در اثر بدی هوای
محیط، بخار حمام و زیادی صفرا باشد، معالجه میكند.
- سركه در درمان بوی عرق بدن، قارچ پا و ورم پا موثر است و میتواند در رفع احساس گرگرفتگی پاها تاثیر قابل توجهی داشته باشد.
- سركه ضدعفونی كننده قوی است و میتواند به عملكرد سمزدایی كبد كمك كرده و صفرا را از بین ببرد.
- دوام سركه نامحدود است. حتی اگر بعد از مدتی كدر شود و رسوب كند، همچنان خاصیت دارد.
برخی از کاربردهای سرکه های طبیعی عبارتند از:
- مصرف به عنوان چاشنی غذا
- تهیه ترشی
- تهیه شور و خیار شور
- تهیه سرکه شیره
- تهیه سکنجبین
- مصرف همراه با سالاد
- ضد عفونی کردن سبزی
- شستن و تمیز کردن دندان
- ضمناً سرکه مصلح بسیار از مواد غذایی از جمله موارد ذیل می باشد:
عسل،
خرما، پسته، شلغم، خربزه، طالبی، گرمک، گندم، پاچه، سیرابی، جگر سیاه،
میگو، ارده، پیاز، چغندر، بادمجان، پونه، پیازچه، شاهی، آویشن، کنگر، سیب
زمینی ترشی، مارچوبه، مرزه، زیتون، گوشت شتر مرغ، شتر، خروس و گوزن، خردل،
تخم آفتابگردان، روغن زیتون، شیره خرما و عدس.
همچنین مصلح انواع ترب، تربچه، سیاه دانه و گلپر خیساندن در سرکه می باشد.
مصلح جگر سفید نیز خیساندن در سرکه و سپس کباب نمودن و مصلح زبان و گوشت اردک و کبوتر طبخ با سرکه می باشد.
تذکر: با
توجه به طبیعت سرکه، افرادی که دارای غلبه سردی هستند باید از مصرف سرکه
بپرهیزند و افراد دارای مزاج های سرد و خشک یا سرد و تر، کمتر سرکه مصرف
نمایند.
لازم به ذکر است سركه برای مبتلایان به ضعف اعصاب، درد مفاصل و زخم معده نیز مضر است.
این
دسته از افراد می توانند سرکه را به همراه مصلحات آن مصرف کنند. مثلاً
مصرف سکنجبین یا سرکه شیره برای این دسته افراد نیز نافع است.
سرکه های مصنوعی (صنعتی):متاسفانه
سرکه تقلبی نیز مانند تمام مواد غذایی سالم که به صورت تقلبی تهیه و در
بازار با بسته بندیهای شکیل عرضه می شوند، در دسترس خریداران است، لذا در
صورتیکه قصد خرید سرکه طبیعی را دارید، حتماً از مراکز مورد اطمینان خرید
نمایید.
سرکه های تقلبی موادی دارای اسید استیک می باشند و بعضاً
هیچگونه تخمیر و مراحل تولید سرکه طبیعی در تولید آن وجود ندارد لذا بهای
آن به مراتب از سرکه طبیعی ارزانتر تمام می شود ولی این نوع سرکه به
استثنای طعم ترش دارای هیچ خاصیت دیگری نیست.
رنگ اصلی این سركهها سفید بوده كه با رنگ مصنوعی، برخی از آنها را به رنگ سركه های خانگی تبدیل میكنند.
در این سركهها برای افزایش ماندگاری، از مواد نگهدارنده استفاده میشود.
سرکه،
آبلیمو و چند سالی است که آبغوره تقلبی نیز به صورت صنعتی تهیه می گردد،
که در تهیه این مواد، بر خلاف تصویر روی محصول و تبلیغات دروغین، بعضاً از
ماده اولیه طبیعی استفاده نشده است و کاملاً به صورت شیمیایی تولید می
شوند. مصرف این مواد نه تنها مفید نیست، بلکه بسیار مضر می باشد.
ماندگاری سرکه:سرکه تقریباً بخاطر طبیعت اسیدی آن خود محافظ خود است و احتیاج به خنک کردن ندارد و دوام نامحدود دارد.
البته
جهت نگهداری سرکه ترجیحاً باید از ظروف شیشه ای دردار و به صورت سر پر
استفاده کرد و بهتر است آنرا در محیطی با دمای معتدل و سایه نگهداری نمود.
ضمناً
ممکن است تغییراتی در ظاهر بعضی از انواع سرکه ایجاد شود مثل حالت کدری،
تغییر رنگ، ته نشست یا رسوب کردن. در این حال سرکه هنوز خوب است و تنها یک
تغییر زیبایی ظاهری در آن رخ داده است و نه تغییرات مضر. اگر سرکه شما رسوب
کرد می توانید آنرا صاف کنید. برای اینکار سرکه را داخل ظرفی دیگر بریزید
تا گِل، ته ظرف قبلی باقی بماند و بتوان آنرا دور ریخت.
منبع: دکتر روازاده
سه شنبه 29 شهریور1390
شوشتر نخستين شهري پس از توفان نوح
ما با پذيرش قدمت شهر شوش ناچاريم با اندك سالي تفاوت قدمت شهرنشيني و تمدن در شوشتر را نيز باور داشته باشيم. در روزگاري كه رسم زندگي بر كوچ نشيني بوده سنگ بناي شهري عظيم را بنا نهاده اند كه پس از طي هزاره ها تا امروز آباد است.
بسياري از شهرها، با پيشرفت يك روستا به شهر تبديل شده اند، اما سنگ بناي شوشتر از ابتدا شهر بوده است. متون تاريخي بسياري از وجود قلعه سلاسل و نهر دارا يا داريوش شوشتر حكايت مي كنند كه اين آبادي شوشتر را در دوران هخامنشي اثبات مي كند. از دوران اشكانيان نيز باستان شناسان اشيا و سفالهاي بسياري در محدوده شهر شوشتر كشف كرده اند.
اما شوشتر در زمان ساسانيان از شهرهاي مهم ايران بوده و توجه حكومت را بسيار به خود معطوف كرده است. به گونه اي كه قيصر روم را كه شاپور اول ساساني اسير كرده بود به آبادي و عمران شوشتر مي گمارد و بنا يا تجديد بناي سد شادروان را به وي مي سپارد.
در دوران ساسانيان تأسيسات آبي عظيم و پيچيده اي در شوشتر ساخته شده است كه اكنون از مجموعه آنها به عنوان بزرگ ترين موزه آبي دنيا ياد مي كنند. سدها، پلها، آسيابها و كانالهاي بسياري از آن دوران در شوشتر به يادگار مانده است.
با ورود اسلام، سال ۱۷ هجري در جنگ شوشتر مسلمانان پس از وقفه اي طولاني
موفق به فتح شوشتر مي شوند. فرمانده لشكر ايرانيان، هرمزان و لشكر
مسلمانان ابوموسي اشعري بود. در اين جنگ براءبن مالك از صحابه پيامبر شهيد
گشت كه در كنار قلعه سلاسل دفن است و آرامگاهش اولين بقعه اسلامي در ايران
است. هرمزان نيز به دست مسلمانان اسير گشت و وي را به امام علي سپردند.
در
دوران اسلامي شوشتر از نظر علمي، فرهنگي و معارف اسلامي به مرحله اي رسيد
كه همواره مورد توجه بود و در تمام دوران اسلامي مركز حكومتي خوزستان بوده
است. در آن دورانهاي پر از كشمكش، در شورشهايي كه بر عليه خلفاي اموي و
عباسي صورت مي گرفت تا حمله مغولان و فتنه هاي مشعشع و غيره، خوزستان از
موقعيت استراتژيكي برخوردار بود و فتح شوشتر بمنزله تسخير خوزستان بود.
در پايان قاجاريه با احداث راه آهن و عدم عبور آن از شوشتر و بي رونق گشتن كشتيراني در كارون شمالي، شوشتر موقعيت بندري خود را از دست مي دهد. متعاقب ركود اقتصادي در شوشتر، مركزيت خوزستان به اهواز منتقل مي گردد و با كشف نفت در خوزستان، توجه حكومت پهلوي معطوف به آبادان، مسجدسليمان و اهواز مي گردد و ديگر شهرهاي خوزستان از روند توسعه باز مي مانند و همواره در يك قرن گذشته نمودار توسعه شوشتر رو به منفي مي رود.
در دهه ۵۰ با ايجاد شركت كشت و صنعت كارون (بزرگ ترين كارخانه توليد قند
و شكر خاورميانه) فصل جديدي براي توسعه يافتن شوشتر آغاز مي شود. پس از
پيروزي انقلاب اسلامي، در طول جنگ تحميلي، شوشتر از حملات هوايي دشمن در
امان نمي ماند. اما نسبت به شهرهايي چون دزفول و اهواز داراي امنيت بهتري
بوده و همين امر باعث مي شد تا بسياري از هموطنان جنگ زده به شوشتر پناه
بياورند.
در سفرنامه هاي بسياري از شوشتر ياد شده است و نام شوشتر
نيز در طول تاريخ جهان گير بوده است. در متون تاريخي غرب (روم و يونان
باستان) شوشتر را با Šurkutir مي شناسند. همچنين در جهان عرب شوشتر را با
نام «تستر» مي شناسند.
در بسياري از اشعار كهن فارسي از ديباي شوشتر، پرند شوشتر و بهار شوشتر ياد شده است. همچنين شاهنامه فردوسي ماجراي ساختن سد شادروان شوشتر را در زمان شاپور اول ساساني نقل مي كند. شوشتر از دو محله بزرگ موسوم به "حيدرخانه يا كهواز" و "نعمت خانه يا موگيهي" تشكيل يافته كه "حيدرخانه" مشتمل بر چهار محله بزرگ و "نعمت خانه" مشتمل بر هشت محله بوده است كه هر محله را خاني اداره ميكرده است .
منبع: www.shushtarnews.ir
چهارشنبه 26 مرداد1390
ستم رعیت
چهارشنبه 26 مرداد1390
نگاه عباس
شنبه 4 تیر1390
شهادت امام موسيابن جعفر(ع)
چشمهايت اگر چه طوفاني
قلبت اما صبور و آرام است
شوق پرواز در دلت جاريست
شب اندوه رو به اتمام است
روح تو آنقدر سبکبار است
که اسير قفس نخواهد شد
لحظه اي با مظاهر دنيا
همدم و همنفس نخواهد شد
کور خوانده کسي که مي خواهد
بسته بيند شکوه بالت را
چشم اگر واکنند مي بينند
جبروت تو را، جلالت را
چه غم از اين که گوشهی زندان
شب و روزش کبود و ظلمانيست
در کنار فروغ چشمانت
جلوهی آفتاب پيدا نيست
همدمي غير اشک و شيون نيست
در سحرگاه خيس تنهائيت
مي شود در غروب عاطفه ها
تازيانه انيس تنهائيت
راوي اوج غربت و درد است
آه و أمّن يجيب تو هر روز
گريه در گريه: «رَبِّ خَلِّصنِي»
ندبه هاي غريب تو هر روز
از تمام صحيفهی عمرت
آه چند آيه اي به جا مانده
شمع چشم تو رو به خاموشي است
از تنت سايه اي به جا مانده
لاله لاله دخيل مي بندند
به ضريح تنت جراحت ها
شرمگين، بيقرار، باراني
آسمان هم از اين جسارت ها
چه به روز دل تو مي آورد
کينهی قاتل يهودي که
بر تن خستهی تو گل مي کرد
آنقدر سرخي و کبودي که
ميله هاي کبود اين زندان
شب آخر، شده عصاي تو
زخم زنجيرها شده کاري
رفته از دست، ساق پاي تو
پيکرت روي تکه اي تخته !
غربت تو چقدر دلگير است
راوي روضه هاي بي کسي ات
ناله هاي کبود زنجير است
شيعيان تو آمدند آن روز
پيکرت روي دست ها گم شد
آه اما غروب عاشورا
بدني زير دست و پا گم شد
نيزه ها محو پيکر خورشيد
محشري بود کربلا آن روز
بوسهی نعل تازه گم مي شد
بين انبوه زخم ها آن روز
عشق بر روي نيزه معنا شد
در حوالي قتلگاهي که
پيکر آفتاب جا ماند و
کاروان رفت سمت راهي که ...
شاعر: يوسف رحيمي